دانلود برنامه بحارالاشعار

نوحه تاسوعا

گلچین اشعار نوحه تاسوعا و نوحه حضرت عباس علیه السلام به همراه سبک را در ادامه دریافت نمایید


بارون اشک مشکت اشکم و در میاره

بارون اشک مشکت اشکم و در میاره
بـاید بــریـم رقیه هــنـوز خبر نداره
میـون لشکر همهمه افتاد
دستــای شاه علقمه افتاد
ادرک اخا وای کمرم
بایــد بـریم آب آورم
میپاشه از هم لشکرم
ساقی عطشان حرم
******
چــرا رو گـونه هاته بارون نامیدی
غصه نخور امیرم ساقی رو سپیدی
خیمه ها داره ، به هم می ریزه ، صحبت لشگر ، سر کنیزه
می لرزه دلها تو حرم
قلب کـوچیـک دخترم
وای زانوهای خواهرم
ساقی عطشان حرم

شاعر : محسن طالبی پور


سردارم، اي ميرِ سپاهم، رفتي تكيه گاهم

سردارم، اي ميرِ سپاهم، رفتي تكيه گاهم
ساقيّ ِ، بي دستم برادر، ماهِ خيمه گاهم
غرقِ خون شد چرا، ذوالفقارِ نگاهت
خيز و بنگر عدو، مي كند قصدِ غارت 2
واويلا واويلا ابوفاضِل اَباالفضل 2
ماه من، چشمانت پر از خون، گشته یاور من
دیدار، مشک پاره ی تو، آمد مادر من
ای سپهدار من، که فتادی ز مرکب
مضطر ماندم ببینِ ...، چه بگویم به زینب؟
واويلا واويلا ابوفاضِل اَباالفضل 2

شاعر : حسین خدایار تهرانی


خدایا به خون خفته آب آورم

خدایا به خون خفته آب آورم
بر این پاره تن نوحه خوان مادرم
نمانده تنی تا به خیمه برم
ابوفاضلم ، ای ابوفاضلم
******
ز داغت برادر قدم گشته تا
دو دست علمگیرت از تن جدا
سرت را برآور ز خاک و ببین
چه آید پس از تو سر خیمه‌ها
ابوفاضلم ، ای ابوفاضلم
******
دگر خواب راحت ندارم حرم
لباس اسیری تن دخترم
به خیمه شده خواهرم سوگوار
کنار تو نوحه سرا مادرم
ابوفاضلم ، ای ابوفاضل

شاعر : میثم مومنی نژاد


حالا که خالی شده مشکا

حالا که خالی شده مشکا نکن دل دل ای دل سقا
که طفل ششماهه بی تابه برای یک قطره از دریا
تو خیـمـه قـحط آب شده کرببلا سراب شده
گاهی نسیمی از فرات دلخوشی ی رباب شده
ای ساقی ی با وفای من
شــعلـه وره کربلای من
جون تو و بچه های من
ای ساقی تشنگان من
******
تو هستی پشت و پناه من علمدار و تکیه گاه من
اگر از جا پا نشی دیگه به هم می ریزه سپاه من
نفس بکش آب آورم نفس بکش آخ کمرم
نفس بکش دارن میان نامحرما سمت حرم
پاشو اینا نامسلمونن
خیمه ها مونو می سوزونن
غرور زینب رو میشکونن
ای ساقی تشنگان من

شاعر : محسن طالبی پور


عباس تویی امیرلشکرمن

عباس تویی امیرلشکرمن
تویی یل دلاوره من
تویی تمام تاروپودم
عزیزمن برادر من

عباس
نظرنما به من برادر
نظرنما به حال مضطر
به ان طرف نظاره ای کن
به دشمنان و خیل لشکر

عباس
اهل حرم درتاب و درتب
جان همه رسیده بر لب
نظر نما طفل رباب و
اشفتگی قلب زینب

عباس برادر من ای ابالفضل

====

عباس
زعلقمه صدایت امد
ادرک اخا اخایت امد
تاکه روی زمین فتادی
مادر پی عزایت امد

عباس
غمت ببین به دل نشسته
راه نفس به سینه بسته
قلم شده دستانت ای وای
عدو سر تو را شکسته

عباس
انکسر ظهری برادر
ازلحظه ی جانکاهت اخر
به زیرتیغ و تیر و نیزه
زدی مقابلم چه پرپر

عباس برادر من ای ابالفضل


سپهدار باوفا ابالفضله که الگوی عاشقا ابالفضله

سپهدار باوفا ابالفضله
که الگوی عاشقا ابالفضله
یه عمریه اعتقاد ما اینه
شفا توی ذکر یا ابالفضله

ماه منیره حضرت ام البنین مدد
ای شیر بیشه ی امیرالمؤمنین مدد

کوه احساسه گوهر و الماسه
کیه که این پهلوونو نشناسه؟
علما میگن رومنبرا مصداق
أشدّاءُ عَلَي الکفار عباسه

یا ابالفضل

دلاور مرد عرب ابالفضله
توی میدون با غضب ابالفضله
توی صفین تا نقابشو برداشت
که دیدن يا للعجب ابالفضله

لشکر حریف خشم نگاهش نمی‌شود
صد مرد جنگی سد راهش نمی‌شود

اسد الحیدر سر تر از هر مردی
فاتح هر کاروزار و نبردی
همه دیدن که چجوری تو صفین
ابن شعثاء و پسرهاشو هلاک کردی

یا ابالفضل

سبک و شعر:
کربلایی حسین محبی


اي ساقي بزم عطش اي حيدر کرببلا

اي ساقي بزم عطش اي حيدر کرببلا
مسجد کوفه اينجا نيست که مي کني در خون شنا
اي اربا اربا پيکرت بنگر به چشمان ترم
هرچه نگاهت مي کنم گشتي شبيه اکبرم
چشم سياه و دلبرت شد مونس تير عدو
چون مشک پاره پاره ات از خون تو دارد وضو
با رفتن تو از حرم عمود خيمه ها شکست
پشت منه قامت کمان مثل دل زهرا شکست
گرتو نباشي خواهرم بر تن نشانه ميخورد
هر دختري در کربلا صد تازيانه مي خورد
گرتو نباشي آل من اسير کوفيان شوند
هشتاد و چار کودک و زن همدم ساربان شوند


اي دست تو دست لافتائي

اي دست تو دست لافتائي
جود و کرم تو کبرائي
باب کرمي و تا قيامت
کار تو بود گره گشائي
از سايه ات اي مهر خجسته
خورشيد گرفته روشنائي
قلب منه خسته را طلا کن
با نيم نگاه کيميائي
از روز ازل خدا تو را ساخت
سر تا به قدم کرببلا ئي
زينب به تو افتخار دارد
زهرا ز غمت اشک ببارد
****


اي ادب در محضر تو بي ادب

اي ادب در محضر تو بي ادب
مظهر قدرت نماييهاي رب
اي عمود خيمه گاه عاشقي
اي علمدار سپاه عاشقي
ابروانت بود بر دشمن عبوس
ني قمر - هستي تو خود شمس الشموس
رتبه ات در بهترينها بهترين
خورده اي تو شير از ام البنين
مادرت وقف حسينت کرده بود
نذر او دستان و عينت کرده بود
مرتضي گهواره جنبان تو شد
واله و مبهوت و حيران تو شد
آغوش زينب بود گهواره ات
قبله ي او صورت مه پاره ات
گوش تو - از عشق لالايي شنيد
نغمه هاي پاک زهرايي شنيد
اي که از هر عاشقي غاشقتري
کرده اي از دلبر خود دلبري
کافر از عشق تو ايمان آورد
چشم تو صدها چو سلمان آورد
من بنازم همت والاي تو
چشم و ابرو و قد و بالاي تو
غيرت تو با ادب گشته عجين
ارث بردي اين دو از ام البنين
قدرت چشمان و دست مرتضي
شد ذخيره در تو بهر کربلا
گوي سبقت را ربودي از همه
تو به ميدان وفا در علقمه


تا مشکت و تو آب زدي موجهاي دريا شد آروم

تا مشکت و تو آب زدي موجهاي دريا شد آروم
تا رو به ساحل اومدي بغضي نشست توي گلوم
همون دم بود غربت دنيا شد نصيبم
رو لب گل کرد ناله هاي عم ايجيبم
بلند شو بنگر که شمشير ها رو کشيدن
آخه مي دونن بدون تو من غريبم
ابالفضل(4)
----
دشمن با داغ اکبرم آتيش زده بر جگرم
حالا شکسته با غمت مثل سر تو کمرم
--
روي قلبم ديگه اين زخم غم مي مونه
کمرم ديگه مثل مادر خم مي مونه
مي دوني چه فکري ميسوزونه دلم رو
تو اين فکرم خواهرم بي محرم مي مونه
----
پاشو ببين توي حرم عزا خونه به پا شده
تا آروزي کوفيا با کشتنت روا شده
--
بدون تو توي هر خيمه پا ميزارم
رد پاهاشون و تو آتيش جا ميزارم
ديگه زينب دستاشو روي سر ميگيره
پيش چشماش داغم و رو دلها مي زارم
-------------------------------


تشنه آبم بر ساحل اين دريا

تشنه آبم بر ساحل اين دريا

جرعه آبي که دهد به من زهرا

مي گويم بين خون ادرک اخا مولا

سيدي سيدي اي زاده زهرا
----
دامن ساحل شد پرزشميم ياس

فاطمه مي آيد زيارت عباس

آمده ديدارش بانوي دل خسته

کرده استقبالش با سربشکسته
---
تشنه لبهايم تا به ابد آب است

از عطش طفلان علقمه بي تاب است

سقاي طفلانم اگرچه عطشانم

سيدي يا حسين فداي تو جانم
------
توان ندارم تا ز جاي خود خيزم

آبي ندارم تا به مقدمش ريزم

تشنه ام تشنه جرعه اي ازجامش

دست وچشم وسر سقا به قربانش

1910
شعر بعدی