نشسته ام به غم دلبری که فردا نیست
نشسته ام به غم دلبری که فردا نیست
پرم شکسته ز داغ پری که فردا نیست
بیا دوباره سرت را به دامنم بگذار..
بگو چکار کنم با سری که فردا نیست؟!
دوباره حرف بزن تا کمی سبک بشوم
عزیز تشنه ی من! منبری که فردا نیست
رباب و نجمه و من هرسه پیشمرگ توایم
خود تو باخبری لشکری که فردا نیست
سپرده زیر گلو...
پرم شکسته ز داغ پری که فردا نیست
بیا دوباره سرت را به دامنم بگذار..
بگو چکار کنم با سری که فردا نیست؟!
دوباره حرف بزن تا کمی سبک بشوم
عزیز تشنه ی من! منبری که فردا نیست
رباب و نجمه و من هرسه پیشمرگ توایم
خود تو باخبری لشکری که فردا نیست
سپرده زیر گلو...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
این شب آخری چه زود میگذره
شعر بعدی
کمی آرام برو کم شود این خون جگری
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان