نشد عالم دگر روشن به صبح نور لبخندش
نشد عالم دگر روشن به صبح نور لبخندش
چه شد که دیدن تابوت مرگش کرد خرسندش
مُقدّر کرد در کوچه زمین افتادن خود را
چه نسبت خاک را با نور، او داده است پیوندش
به رتبت تربت چادر نمازش سرمه ی حورا
عجب خاکی که شد، شهر نجف هم آرزومندش
جواب هم کلام وحی آیا ضربه ی سیلی است
زبانی که فقط مدح علی بوده ...
چه شد که دیدن تابوت مرگش کرد خرسندش
مُقدّر کرد در کوچه زمین افتادن خود را
چه نسبت خاک را با نور، او داده است پیوندش
به رتبت تربت چادر نمازش سرمه ی حورا
عجب خاکی که شد، شهر نجف هم آرزومندش
جواب هم کلام وحی آیا ضربه ی سیلی است
زبانی که فقط مدح علی بوده ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
با بغض پر گلایه و با ماتمی عجیب
شعر بعدی
شب آمد وفضای جهان در سکوت شد
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان