ناچار مي برند بانوي خسته را كه به اجبار مي برند
ناچار مي برند
بانوي خسته را كه به اجبار مي برند
ناموس شاه را
اينگونه با شرايط دشوار مي برند
در كوچه با طناب
تاريخ را به صحنه تكرار مي برند
اينبار كوفيان
با دست بسته زينب كرار مي برند
قامت خميده را
با ياد روضه در و ديوار مي برند
در بين ازدحام
از لابه لاي مردم بازار مي برند
در جاي جاي شهر
زنها ...
بانوي خسته را كه به اجبار مي برند
ناموس شاه را
اينگونه با شرايط دشوار مي برند
در كوچه با طناب
تاريخ را به صحنه تكرار مي برند
اينبار كوفيان
با دست بسته زينب كرار مي برند
قامت خميده را
با ياد روضه در و ديوار مي برند
در بين ازدحام
از لابه لاي مردم بازار مي برند
در جاي جاي شهر
زنها ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای نور دیده من و تاج سرم حسین
شعر بعدی
دروازه ساعات را بستند ساعت ها
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان