می زند باز قلم دست عزا بر سر خویش
می زند باز قلم دست عزا بر سر خویش
می فشارد غم تو قلب مرا در بر خویش
غیرت و صبر و سکوت از پدر آموخته ای
برده ای ارث نجابت همه از مادر خویش
خار صبری که به چشم پدرت بود حسن !
در تب حادثه دیدی تو به چشم تر خویش
استخوانی که علی داشت ز دوران به گلو
داشتی ای پسر فاطمه در حنجر خویش
ای که سائل ز درت دست ...
می فشارد غم تو قلب مرا در بر خویش
غیرت و صبر و سکوت از پدر آموخته ای
برده ای ارث نجابت همه از مادر خویش
خار صبری که به چشم پدرت بود حسن !
در تب حادثه دیدی تو به چشم تر خویش
استخوانی که علی داشت ز دوران به گلو
داشتی ای پسر فاطمه در حنجر خویش
ای که سائل ز درت دست ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
همیشه نور زلالش در آسمان خداست
شعر بعدی
همیشه حسرت سوگش به چشم من بوده است
فهرست
اشعار
روضه امام حسن (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان