می بینمش بالای نی جان جهانم می رود
می بینمش بالای نِی ، جانِ جهانم می رود
سیلاب غم در غربتش از دیدگانم می رود
با دیدن سرها به نِی ،تاب و توانم می رود
((ای ساربان آهسته ران ،کارام جانم می رود
وان دل که با خودداشتم بادل ستانم می رود))
---
مانده به صحراپیکرش،اماسرش شد دور از او
می تابد از بالای نی ، بر آسمانها نور از او
افتاده در جان ...
سیلاب غم در غربتش از دیدگانم می رود
با دیدن سرها به نِی ،تاب و توانم می رود
((ای ساربان آهسته ران ،کارام جانم می رود
وان دل که با خودداشتم بادل ستانم می رود))
---
مانده به صحراپیکرش،اماسرش شد دور از او
می تابد از بالای نی ، بر آسمانها نور از او
افتاده در جان ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
این سر بر نیزه جان زینب است آهسته تر
شعر بعدی
قاتلان ناموس زهرا را اسیری می برند
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان