موجی تپید و روضه طوفان شروع شد
موجی تپید و روضه طوفان شروع شد
اشکی چکید و گریه باران شروع شد
در ناگزیر مرثیه با یک پیاله اشک
شور شراب و شَروه مستان شروع شد
ایمان به کفر فصل عقب گرد قوم بود
آنجا که جاهلیت پنهان شروع شد
حتی غدیر هم گره از کار وا نکرد
در سوخت ، سینه سوخت گلستان شروع شد
بغضی کبود سینه ی شب را نشانه رفت
سیلی ، سکو...
اشکی چکید و گریه باران شروع شد
در ناگزیر مرثیه با یک پیاله اشک
شور شراب و شَروه مستان شروع شد
ایمان به کفر فصل عقب گرد قوم بود
آنجا که جاهلیت پنهان شروع شد
حتی غدیر هم گره از کار وا نکرد
در سوخت ، سینه سوخت گلستان شروع شد
بغضی کبود سینه ی شب را نشانه رفت
سیلی ، سکو...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
تاريخ اى حقيقت انكار ناپذير
شعر بعدی
به شان او خدا کند مدح و ثنای فاطمه
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان