من بودم و هجوم نظرها حسین من
ورود به شام
--------------
من بودم و هجوم نظرها حسین من
تنها در ازدحام خطرها حسین من
باران سنگ از سر هر بام می رسید
بد بود حال من به گذرها حسین من
دروازه باز شد جگرم سوخت ناگهان
شد بر دلم چه خون جگرها حسین من
من در میان محمل عریان و دور من
سر نیزه بود حامل سرها حسین من
یک عده گرم دف زدن و ...
--------------
من بودم و هجوم نظرها حسین من
تنها در ازدحام خطرها حسین من
باران سنگ از سر هر بام می رسید
بد بود حال من به گذرها حسین من
دروازه باز شد جگرم سوخت ناگهان
شد بر دلم چه خون جگرها حسین من
من در میان محمل عریان و دور من
سر نیزه بود حامل سرها حسین من
یک عده گرم دف زدن و ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دم دروازه ساعات قیامت شده بود
شعر بعدی
از مصیبات شام باید مرد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان