معرفت در نوکری ام قد یک ارزن نبود
معرفت ، در نوکری ام ، قدِ یک ارزن نبود
نور خود را پخش کردی ، چشم من روشن نبود
تو صدایم کردی و گوشم بدهکارت نشد
پیش خود گفتم : یقین دارم که او ، با من نبود
اشتیاق تو به من ، اندازه ی عرش خدا ...
اشتیاق من به تو ، قدِ سرِ سوزن نبود
روضه می آیم ، ولی بعدش گناه و هی گناه
زشتیِ اعمال من ، در شأن سین...
نور خود را پخش کردی ، چشم من روشن نبود
تو صدایم کردی و گوشم بدهکارت نشد
پیش خود گفتم : یقین دارم که او ، با من نبود
اشتیاق تو به من ، اندازه ی عرش خدا ...
اشتیاق من به تو ، قدِ سرِ سوزن نبود
روضه می آیم ، ولی بعدش گناه و هی گناه
زشتیِ اعمال من ، در شأن سین...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
عشق تو روح و روان است اباعبدالله
شعر بعدی
نوکر همیشه عشق خود ابراز می کند
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان