متن مداحی سوزناک امام حسین
فهرست اشعار با موضوع متن مداحی سوزناک امام حسین در این مطلب
متن مداحی سوزناک
هوا گرفت، زمین و زمان مکدّر شدو عمق فاجعه با خاک و خون برابر شد
و آن حقیقت تلخی که پیش از آمدنش
در آسمان خداوند شد مقدّر... شد
نماز خواند وَ شن های بایر آن دشت
به بوی حیّ علی... تا ابد معطّر شد
نماز خواند وَ با آن نماز خونینش
پیام واقعه ی سرخ طفّ رساتر شد
چه ارباً ارباً تلخی... که پاره پاره تنش
در آن زمان که نَه! تا قرن ها مکرّر شد
تمام شد... نَه ... این تازه اول کار است
زنی رسید وَ چشمان کربلا تر شد
زنی که دست به پهلو گرفته آمده است
سلام مادر پهلو شکسته! ... بهتر شد-
-که آمدی ... که مرا همره خودت ببری
که با حضور تو این لحظه با صفاتر شد
صدا بزن: ولدی یا بُنَیّ یا ولدی!
صدا بزن پسری را که ظهر بی سر شد
صدا بزن که جهان از خجالت آب شود
که با لبان ترک خورده... تشنه پرپر شد
و باز هم پسرت را بگیر در آغوش
اگر چه یک شبه در خاک و خون شناور شد
شاعر : مطهره عباسیان
متن مداحی سوزناک امام حسین
چیزی نمانده است ، سبکبال تان کنندچیزی نمانده است،که بد حال تان کنند
چیزی نمانده است ، بیفتی زمین حسین
چیزی نمانده راهی گودال تان کنند
چیزی نمانده است ، بیایند سوارها
در زیر سم اسب لگدمال تان کنند
چیزی نمانده است ، همین نطفه های حیض
با نعل های مرکب شان چال تان کنند
چیزی نمانده است ، روند جانب خیام
بی حرمتی و.... غارت اموال تان کنند
شاعر : علیرضا خاکساری
جدایی آخر حقیقته
جدایی آخر حقیقته این لحظه ها برام غنیمتهسرت رو میزنن رو نیزه ها مصیبتت پر از مصیبته
عزیزترین کسم نمیدونی برای من چقد سخته وداع
باید ببوسمش حنجر تو به جای مادرم وقته وداع
یواش یواش/ سپیده میزنه/ خورشید غرق خون/ رو نیزه ها
میشی داداش/ مُرَمَّلُ الدِّما/ ذبیح بِالغَفا/ بِکربلا
وای حسین من
ببین چشای غرق خون من رحمی بکن داداش به جون من
من و به حال خود رها مکن کجا داری میری بدون من
نذار بچینمت تو بوریا بشینه رو تنم کبودیا
اگر بری باید بدون تو برم محله یهودیا
حسین من!/کجا داری میری/ تنها نذار منو/ برادرم
اگه بری/ دست حرومیا/ بعد تو میخوره/ به معجرم
وای حسین من
چی کار کنم سر بریدتو طفلای رنگ و رو پریدتو
آخه نمیشناسم دیگه داداش تن به خاک و خون طپیدتو
داره میاد ولی به گوش من از زیر نیزه ها صدای تو
کی اینجوری برید سر تو رو چه نامرتبه رگای تو
دیدی حسین/ مصیبت عظیم/ داره میاد سرم/ روز دهم
امون امون/ امون ز خنجر و/ امون ز ضربه ی/ دوازدهم
شاعر : امیر حسین الفت
سبک شعر
متن مداحی سوزناک با صوت
قرآن زهرا را به خاک و خون کشیدندبا کام عطشان از حسینش سر بریدند
میون گودال بلا ، به پیش چشم مصطفی
سرش بریده از قفا
فاطمه میگه بنیَّ ، حسین صدا زد اخیَّ
بیا تو گودال الیَّ
حسین غریب فاطمه (3)
******
یک پیکر بی سر کنار قتلگاه است
یک اسب بی صاحب روان در خیمه گاه است
لشگر به خیمه زد قدم ، بالا رود دود از حرم
زهرا می گه وای پسرم
صورت ز خون گشته خضاب ، در زیر برق آفتاب
تشنه لب یک قطره آب
حسین غریب فاطمه
******
شنیدم اسبا از روی تنت دویدن
رو سینه ات حرامیا نیزه کشیدن
تویی که یاور نداری ، شاهی که لشگر نداری
دیگه برادر نداری
تو که به تن سر نداری ، علی اکبر نداری
تویی که مادر نداری
حسین غریب فاطمه
شاعر : محمد مهدی روحی
سبک شعر
زخمیترین مسافرِ کرببلا شدی
زخمیترین مسافرِ کرببلا شدیبعد از سه روز بیکفنی، بوریا شدی
دیگر کسی شبیه تو پیدا نمیشود
ذبحِ عظیم بودی و خون خدا شدی
بسکه تمامِ پیکر تو زخم دیده است
با تیر و نیزهها، چه قَدَر آشنا شدی
رأس تو روی نی، وَ تنت زير آفتاب
ای پارهپارهتن چه قَدَر نخنما شدی
ای نخنماترین بدن زیر آفتاب
همسطحِ این زمین پُر از نینوا شدی
خولی تو را برای تنور انتخاب کرد
باور نمیکنم که تو از من جدا شدی
وقتی صدای نالهی زهرا بلند شد
هم من به غم، وَ هم تو به غم مبتلا شدی
قرآن مخوان برادرم از روی نیزهها
اسباب گریهی حرم کبریا شدی
شاعر : رضا باقریان
مردی میان گودیِ یک قتلگاه بود
مردی میان گودیِ یک قتلگاه بودغرق عطش، نظارهگر خیمهگاه بود
یک ساربان به سوی پَرش اوج میگرفت
مقصودِ او بُریدن انگشت شاه بود
از تّلِ زینبیّه کسی آه میکشد
یعنی که روزگارِ سفیدش سیاه بود
غرق نظاره بود، به سوی برادرش
معلوم بود، اینکه دگر بیپناه بود
آنچه به پيش چشم ترش روی نیزه رفت
چندین سر بریده و، خورشید و ماه بود
همراه خیمهها دلش آتش گرفته است
حتما کسی به گودی یک قتلگاه بود
شاعر : رضا باقریان
شعر قبلی
درد وغمینده آغلین چشم جهاندی یا حسین
شعر بعدی
آن قدر زير نعلها پا خورد
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان