دانلود برنامه بحارالاشعار
دفترمن

ما را دگر چه کار به خوشحالی و امید

شعر مداحی روضه حضرت زهرا (س) - ما را دگر چه کار به خوشحالی و امید - اشعار مداحی دهه فاطمیه

(بعد از شهادت)

ما را دگر چه کار به خوشحالی و امید
بخت سیاه ماست همان گیسوی سپید

یک شهر چشم دیدنمان را نداشتند
رفتی مدینه هم نفس راحتی کشید

در اول ربیع بهار مرا زدند
وای از علی که بعد پیمبر چه ها ندید

بس که زدند صورت و دستت کبود شد
تا پیش یکدگر همه گشتند رو سپید

می خورد آن غلاف به بازوی تو ولی
دست مرا ز دامن پاک‌ تو می برید

غسل تو وای وای علی را بلند کرد
زخمت حجاب صبر مرا ناگهان درید

آنقدر خسته بودی از این شهر و مردمش
تابوت روی شانه ی اصحاب می دوید

باید تو را به خواب ببینم عزیز من
ای روزهای خوب من،، ای ماضی بعید

ما را ببین که خاک‌نشین غم توایم
حالا که در حوالی افلاک می پرید

ای آسمان زخمی مدفون به زیر خاک
ای مجمع صفات خداوند بهترید؟

حسین واعظی

211
شعر بعدی