مانند شمعي پيكر تو بي صدا سوخت
مانند شمعي پيكر تو بي صدا سوخت
در شعله هاي سركشِ زهر جفا سوخت
قرآن ناطق بودي و با خود نگفتيم
اي مُصحف توحيد آياتت چرا سوخت؟
حجّش قبول آن كس كه پاي روضه ي تو
در آفتاب داغ صحراي منا سوخت
بسيار در شهر مدينه سوخت قلبت
امّا بميرم بيش از آن در كربلا سوخت
بوي حُسين از آهت آمد بر مشامم
از بس دلت در ماتم...
در شعله هاي سركشِ زهر جفا سوخت
قرآن ناطق بودي و با خود نگفتيم
اي مُصحف توحيد آياتت چرا سوخت؟
حجّش قبول آن كس كه پاي روضه ي تو
در آفتاب داغ صحراي منا سوخت
بسيار در شهر مدينه سوخت قلبت
امّا بميرم بيش از آن در كربلا سوخت
بوي حُسين از آهت آمد بر مشامم
از بس دلت در ماتم...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
لاله زارى كه به خون بود شناورديدم
شعر بعدی
زخمی زهری بود و بر غم مبتلا بود
فهرست
اشعار
روضه امام باقر (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان