مادر نشسته، سیر تماشای شان کند
مادر نشسته، سیر تماشای شان کند
هنگام رفتن است، مهیّای شان کند
عون است یا محمّد؟ فرقی نمی کند
در اشک های بدرقه، پیدایشان کند
این سهم زینب است، دو توفان، دو گردباد
لب تشنه اند، راهی دریای شان کند
او یک زن است و عاطفه دارد، عجیب نیست
سیراب بوسه، قامت رعنای شان کند
آن ها پُر از حرارت لبیّک گفتنن...
هنگام رفتن است، مهیّای شان کند
عون است یا محمّد؟ فرقی نمی کند
در اشک های بدرقه، پیدایشان کند
این سهم زینب است، دو توفان، دو گردباد
لب تشنه اند، راهی دریای شان کند
او یک زن است و عاطفه دارد، عجیب نیست
سیراب بوسه، قامت رعنای شان کند
آن ها پُر از حرارت لبیّک گفتنن...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
رخصت بده دو طفل خودم را فدا کنم
شعر بعدی
این کبوتر های عاشق آسمان میخواستند
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان