قرنها رفته ولی باز دری می سوزد
قرنها رفته ، ولی باز ، دَری می سوزد
پشتِ آن آتشِ در، بال و پری می سوزد
دَر ، میفتد به زمین ، زیر لگدهایِ زمان
سینه می سوزد و مسمار دری می سوزد
شد مدافع ، که حَرَم اَمن وسلامت باشد
در هوایِ حَرَمش چون سپری می سوزد
وسط کوچه زمین می خورد انگار هنوز
تا شده قامت مادر ، پسری می سوزد
کوچه شد رازِغریبیّ...
پشتِ آن آتشِ در، بال و پری می سوزد
دَر ، میفتد به زمین ، زیر لگدهایِ زمان
سینه می سوزد و مسمار دری می سوزد
شد مدافع ، که حَرَم اَمن وسلامت باشد
در هوایِ حَرَمش چون سپری می سوزد
وسط کوچه زمین می خورد انگار هنوز
تا شده قامت مادر ، پسری می سوزد
کوچه شد رازِغریبیّ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
سپردم یاس پرپر را به دستان بقیع امشب
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان