دانلود برنامه دفتر محرم
دانلود برنامه بحارالاشعار
برنامه دفتر ماه صفر | اشعار مداحی اربعین

فاطمه ای کوثر موسای عشق

شعر مداحی حضرت معصومه (س) - قالب مدح - فاطمه ای کوثر موسای عشق - گریز به روضه حضرت زینب

مدح حضرت معصومه (س) 142

فاطمه ای کوثر موسای عشق
صاحب هر رتبه والای عشق

با تو شود فاطمی احساس ها
پاک تر از بوی گل یاس ها

جلوه کند نور ، ز سیمای تو
مظهر توحید ، مُصلّای تو

معرفتُ الله ، نَمِ باده ات
سایة عرش است به سجاده ات

غرق سکوت است تمام فَلک
ذکر قنوت تو دعای مَلک

حضرت حق محو عباداتِ تو
منتظر وقت مناجات ِ تو

چادرت از بالِ مَلَک ناز تر
سفره ات از عرض و سما ، باز تر

ریزه خور خوان تو کون و مکان
وسعت احسان تو هفت آسمان

صد چو سلیمان به حریمت گُم است
مرکز فرمانِ تو شهر قم است

هرکه به دستانِ تو تایید شد
پیرِ زمان ، مرجعِ تقلید شد

« روح عبادات سلام علیک
عمه سادات سلام علیک »

شاهِ خراسان شده دلبسته ات
قائمة عرش ، دو گلدسته ات

ای که پدر بوده تو را دست ، بوس
عاشق تو حضرت سلطانِ طوس

مدح تو بر روی زبان پدر
ذکر« فِداها» به لبان پدر

**

ای که ز طفلی ز بلا سوختی
چشم به راهِ پدرت دوختی

حسرت لبهای تو بوسیدنش
آروزی هر شب تو دیدنش

غم به روی غم ، سرت آورده اند
تا خبرش را بَرَت آورده اند

بعد پدر گریه شده کار تو
دستِ رضا بوده نگهدار تو

ذکر لبان تو رضا بود و بس
راحتِ جان تو رضا بود و بس

دیدنِ او کاشفِ هر کرب تو
بسته به لبخند رضا قلب تو

وای از آن روز که دلها شکست
رشتة دیدار تو با او گُسست

قلب تو از هرچه که ترسید ، شد
یارِ تو از پیش تو تبعید شد

چارة تو صبر به لوحِ قضا

قاتلِ تو مدینة بی رضا

در همه شب دیده به ره دوختی

یاد رضا ناله زدی سوختی

تاغم یکساله به پایان رسید
لحظه به لحظه به لبت جان رسید

نامه ای از یار به دستت رسید
نامه نگویم همه هستت رسید

دلخوشی ات دستخط یار شد
حاجت تو دیدن دلدار شد

بال و پرِ بستة تو باز شد
ناقه سواریِّ تو آغاز شد

تا ، رهِ تو جانب ساوه رسید
کامِ تو هم طعم مصیبت چشید

روزِ تو مانند شبِ تار شد
قافلة خسته ات ، آزار شد

باهمه اینها به دلی داغدار
جانب قم قافله شد رهسپار

کَم نشده پرده ای از مَحملت
گَشته مدارا همه جا با دلت

زینب ِ آقای خراسان شدی
تاج سرِ مردم ایران شدی

گُل به سر و روی تو از بام ریخت
بر جگرم شعله غمِ شام ریخت

زینبِ قم ، تاجِ سرِ قافله
تو نشدی همسفرِ حرمله

زینبِ قم ، پیش دو چشم ِ ترت
دست نخورده به مویِ دلبرت

زینبِ قم ، دختِ علی پیر شد
گوشة گودال زمین گیر شد

زینبِ قم ، رأسِ جدا دیده ای؟!
نیزه به حلقومِ رضا دیده ای؟!

زینبِ قم ، دستِ تو دیده طناب ؟!
راهِ تو افتاده به بزمِ شراب؟!

زینبِ قم ، آبرو ریزی نشد
محضرتان حرفِ کنیزی نشد

زینبِ قم ، جانم اگر بر لب است

دردِ من از اسارتِ زینب است

عمة سادات گرفتار شد
ناقه نشین ، واردِ بازر شد

عمة سادات به چشمِ ترش
دید ، گِره خورده مویِ دلبرش

عمة سادات زمین گیر شد
تا که بریدند گلو ، پیر شد

عمة سادات غرورش شکست
نیزه به حلقوم حسینش نشست

عمة سادات به دستش طناب
دیده اش افتاد به بزمِ شراب

عمة سادات چه چیزی شنید
عصمتِ حق حرفِ کنیزی شنید

قاسم نعمتی

شعر بعدی
کانال شعر و سبک مداحی
اشعار مرتبط
مناسبت های آینده
ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام
شهادت حضرت امام علي النقي الهادي عليه السلام
ولادت حضرت امام محمد تقي عليه السلام
ولادت حضرت امام علي عليه السلام
وفات حضرت زينب سلام الله عليها