غم دوری و فراق تو عذابم کرده
غمِ دوری و فراق تو عذابم کرده
معصیت عاقبت کار، خرابم کرده
قطره ای اشک، به گلدان دو چشمم برسان
دیدهء خشک، بیابان و سرابم کرده
شُبهه، در سفره ام آمد که ز تو سیر شدم
وای بر من! که همین داغ، کبابم کرده
نکند از سگِ بازار نجف خسته شدی
نکند حیدر کرار، عقابم کرده
به تنفس دم ایوان طلا محتاجم
به خدا هرچه ...
معصیت عاقبت کار، خرابم کرده
قطره ای اشک، به گلدان دو چشمم برسان
دیدهء خشک، بیابان و سرابم کرده
شُبهه، در سفره ام آمد که ز تو سیر شدم
وای بر من! که همین داغ، کبابم کرده
نکند از سگِ بازار نجف خسته شدی
نکند حیدر کرار، عقابم کرده
به تنفس دم ایوان طلا محتاجم
به خدا هرچه ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
سوختم از هجر آهم را بخر
شعر بعدی
عاقبت می رسد آن روز که مولا برسد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان