غروب بود که از سوز دل دعا کردم
غروب بود که از سوز دل دعا کردم
گریستم، طلب مرگ از خدا کردم
به سینه ام چه گذشته که دختر خود را
بغل گرفته و زود از خودم جدا کردم
مدینه روز قیامت گواه باش که من
به حفظ جان علی جان خود فدا کردم
علی در آن همه دشمن مرا صدا می زد
ولی من از پس در فضه را صدا کردم
ز پا فتادم و قنفذ شکست دستم را
ولی ز دست ...
گریستم، طلب مرگ از خدا کردم
به سینه ام چه گذشته که دختر خود را
بغل گرفته و زود از خودم جدا کردم
مدینه روز قیامت گواه باش که من
به حفظ جان علی جان خود فدا کردم
علی در آن همه دشمن مرا صدا می زد
ولی من از پس در فضه را صدا کردم
ز پا فتادم و قنفذ شکست دستم را
ولی ز دست ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
شكسته تر شده و دست بركمر دارد
شعر بعدی
این قدر بین رفتن و ماندن نمان بمان
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان