عشق چه دارد به جز از انتظار
عشق چه دارد به جز از انتظار
تا که گشاید سحری زُلف یار
خون ، جگر عاشق اگر شد چه باک
ساخت دلی شیشه ای و شد انار
خاطر مجنون پیِ لیلا پرید
رفت کند صید ولی شد شکار
هرکه شود خاک، بزرگی کند
رود فرو ریخت و شد آبشار
آنکه ادب کرد بلندی گرفت
غرق سکوت است فقط کوهسار
گفت و چه خوش گفت از آن بارگاه
هرکه به هر درد...
تا که گشاید سحری زُلف یار
خون ، جگر عاشق اگر شد چه باک
ساخت دلی شیشه ای و شد انار
خاطر مجنون پیِ لیلا پرید
رفت کند صید ولی شد شکار
هرکه شود خاک، بزرگی کند
رود فرو ریخت و شد آبشار
آنکه ادب کرد بلندی گرفت
غرق سکوت است فقط کوهسار
گفت و چه خوش گفت از آن بارگاه
هرکه به هر درد...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
قطره ام با رود تا آغوش دریا می روم
شعر بعدی
بنام آنکه سقای بنی الزهرا لقب دارد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان