صبح تا عصر پیکر آورده
صبح تا عصر پیکر آورده
چه قدر جسم بی سر آورده
لیک با آن که اصغر آورده
خستگی را ز پا درآورده
کوه غم روی دوش و چون کوهی
عزم میدان نمود نستوهی
با همه تشنگی بی حدش
بست بر سر عمامه جدش
شد قیامت چو راست شد قدش
سیلی از اشک و آه شد سدش
می کند با هزار افسوسش
غیرت الله ترک ناموسش
می خورد بوسه بر سر و روها
دست ...
چه قدر جسم بی سر آورده
لیک با آن که اصغر آورده
خستگی را ز پا درآورده
کوه غم روی دوش و چون کوهی
عزم میدان نمود نستوهی
با همه تشنگی بی حدش
بست بر سر عمامه جدش
شد قیامت چو راست شد قدش
سیلی از اشک و آه شد سدش
می کند با هزار افسوسش
غیرت الله ترک ناموسش
می خورد بوسه بر سر و روها
دست ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دیگر از روی تنم شمشیرها را برندار
شعر بعدی
یابن الشبیب گریه کن از غربت حسین
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان