شمع سان بر دامن پروانه اش جان می دهد
شمع سان ، بر دامن پروانه اش جان می دهد
تا سحر ، با اشک دانه دانه اش جان می دهد
آه چه تصویرِ غمناکی ، که بابایی جوان
سر به روی سینه ی دردانه اش جان می دهد
تا ابد این داغ می ماند برای کودکی
که سر باباست روی شانه اش جان می دهد
قصه ی تلخی است ای دنیا که مظلومی دگر
در بهارِ عمرِ مظلومانه اش جان می دهد...
تا سحر ، با اشک دانه دانه اش جان می دهد
آه چه تصویرِ غمناکی ، که بابایی جوان
سر به روی سینه ی دردانه اش جان می دهد
تا ابد این داغ می ماند برای کودکی
که سر باباست روی شانه اش جان می دهد
قصه ی تلخی است ای دنیا که مظلومی دگر
در بهارِ عمرِ مظلومانه اش جان می دهد...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
خوش به حال زائران سامرا
شعر بعدی
لاله لاله خون شده قلب چمن یابن الحسن
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان