شب بود و تنها در میان کوچه ها مسلم
شب بود و تنها در میان کوچه ها مسلم
دل خسته و آواره و بی آشنا مسلم
از آن همه آدم که با او دست بیعت داد
حتی نمانده یک نفر در کوفه با مسلم
تکیه به دیوار غریبی داده و دارد
آهسته نجوای شبانه با خدا مسلم :
یا رب تو آگاهی چقدر این قوم بد عهدند
حتی نمی دانند نامردم مرا مسلم !
یک روز با من عهد بیعت بست...
دل خسته و آواره و بی آشنا مسلم
از آن همه آدم که با او دست بیعت داد
حتی نمانده یک نفر در کوفه با مسلم
تکیه به دیوار غریبی داده و دارد
آهسته نجوای شبانه با خدا مسلم :
یا رب تو آگاهی چقدر این قوم بد عهدند
حتی نمی دانند نامردم مرا مسلم !
یک روز با من عهد بیعت بست...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
من مسلمم ای کوفه مسلمان حسینم
شعر بعدی
سفیر نور به دار الاماره گفت حسین
فهرست
اشعار
روضه حضرت مسلم (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان