شب است و گریه و ناله کنم به حال خودم
شب است و گریه و ناله کنم به حال خودم
که مرهمی بگذارم به روی بال خودم
بگیر دست کسی را که اوفتاده ز پا
مرا تو وانگذاری دمی به حال خودم
میان آتش شرم وگناه می سوزم
که آب می شوم از هُرم انفعال خودم
مرا ببخش که دربند پنجه ی نفسم
شکایتی نکنم چون که خود وبال خودم
زبس که خار گنه می رود به پای دلم
به دست ...
که مرهمی بگذارم به روی بال خودم
بگیر دست کسی را که اوفتاده ز پا
مرا تو وانگذاری دمی به حال خودم
میان آتش شرم وگناه می سوزم
که آب می شوم از هُرم انفعال خودم
مرا ببخش که دربند پنجه ی نفسم
شکایتی نکنم چون که خود وبال خودم
زبس که خار گنه می رود به پای دلم
به دست ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
شب قدر آمده و آمده ام محضر تو
شعر بعدی
آخرین روزهای ماه خداست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان