شب است و بین کوچه ها غریبه پر نمی زند
شب است و بین کوچه ها غریبه پر نمی زند
همان که نیست دربدر، درِ سحر نمی زند
بساط گریه هام را دوباره پهن کرده ام
کسی گدای خسته را در این گذر نمی زند
اگر که مضطر آمدم کسی مرا نخواسته
مریضم و به بسترم طبیب، سر نمی زند
جنون و مستی گناهِ من، مرا تباه کرد
و گرنه هیچ عاقلی که سر به در نمی زند
دوباره هم ...
همان که نیست دربدر، درِ سحر نمی زند
بساط گریه هام را دوباره پهن کرده ام
کسی گدای خسته را در این گذر نمی زند
اگر که مضطر آمدم کسی مرا نخواسته
مریضم و به بسترم طبیب، سر نمی زند
جنون و مستی گناهِ من، مرا تباه کرد
و گرنه هیچ عاقلی که سر به در نمی زند
دوباره هم ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دوباره دست تو و دست من دوباره گدا
شعر بعدی
طعنه خلق مرا سخت اذیت کرده
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان