دانلود برنامه بحارالاشعار

سوختم آتش گرفتم دیده هایم تار شد

شعر مداحی روضه امام هادی (ع) - سوختم آتش گرفتم دیده هایم تار شد

سوختم آتش گرفتم دیده‌هایم تار شد
روضه‌هایِ مادرم در سامرا تکرار شد

گونه‌ام سرخ و کبود است و تنم زرد و ضعیف
حال‌ و روزم مثلِ حالِ مادرِ بیمار شد

داستانِ شیرها را دیدم و با یادِ آن ....
صحنه‌یِ گودال و آن گُرگان تنم تب‌دار شد

خونِ ما بر وحشیانِ دشت هم بوده حرام
عصرِ غم وحشی‌تر از وحشی عدویِ یار شد

پنجه در مویِ نگارم کرده بود و می‌کشید
ضربه‌ها می‌زد پسِ سر روضه‌ها دشوار شد

« زینتِ دوشِ نبی رویِ زمین جایِ تو نیست »
فاطمه سینه‌زنِ این نوحه‌یِ غم‌بار شد

پیشِ چشمِ عمّه‌یِ سادات سر بر نیزه رفت
همسفر با شمر و خولی بانویِ دربار شد

استخوانِ پهلویِ دردانه‌یِ دلبر شکست
ناله زد با ضربه‌یِ شلّاق‌ها تیمار شد

ندبه‌خوان و روضه‌خوان و مضطرب ناموسِ حق
پایِ نیزه دوره‌گردِ کوچه و بازار شد

حسین ایمانی

62
شعر بعدی