سری به نیزه شدوآفتاب را گریاند
سری به نیزه شدوآفتاب را گریاند
نبی وفاطمه وبوتراب را گریاند
صدای مویه ی زلفش که دست باد افتاد
چقدر حضرت ختمی مآب را گریاند
کسی مقابل نی آب را زمین میریخت
اشاره برلب اوکرد وآب راگریاند
سوال أین ابی بین کاروان پیچید
رسید برسر نیزه جواب را گریاند
کمان حرمله بر قامتی کمان خندید
کمان حرمله خیلی رباب ...
نبی وفاطمه وبوتراب را گریاند
صدای مویه ی زلفش که دست باد افتاد
چقدر حضرت ختمی مآب را گریاند
کسی مقابل نی آب را زمین میریخت
اشاره برلب اوکرد وآب راگریاند
سوال أین ابی بین کاروان پیچید
رسید برسر نیزه جواب را گریاند
کمان حرمله بر قامتی کمان خندید
کمان حرمله خیلی رباب ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
از دور می رسد جرس قافله به گوش
شعر بعدی
ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان