سرگشته و حیران تو بودن خود عشق است
سرگشته و حیران تو بودن خود عشق است
آواره و گریان تو بودن خود عشق است
دست من و دامان تو ای یوسف زهرا
چون دست به دامان تو بودن خود عشق است
بیمار نگاهت نرود در پی مرهم
بیمار دو چشمان تو بودن خود عشق است
من را نفرستی به سر سفره دیگر ...
پیوسته سر خوان تو بودن خود عشق است
در مانده و افتاد...
آواره و گریان تو بودن خود عشق است
دست من و دامان تو ای یوسف زهرا
چون دست به دامان تو بودن خود عشق است
بیمار نگاهت نرود در پی مرهم
بیمار دو چشمان تو بودن خود عشق است
من را نفرستی به سر سفره دیگر ...
پیوسته سر خوان تو بودن خود عشق است
در مانده و افتاد...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
یابن الحسن چو شمع عزا گریه می کنم
شعر بعدی
محرمی که نباشی در آن محرم نیست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان