سالار زینب از غمت خواهر به هم ریخت
سالار زینب از غمت خواهر به هم ریخت
با رفتن تو صورت دختر به هم ریخت
پیشانی تو گوهر رخشنده باشد
از سنگها دیدم خودم گوهر به هم ریخت
بی دردسر از سرفرازم سر بریدند
جوری که دیدم از بلندی سر به هم ریخت
دیدم که خون از گردنت فواره می زد
از خون رگها، چادر مادر به هم ریخت
با نعل تازه روی جسمت ر...
با رفتن تو صورت دختر به هم ریخت
پیشانی تو گوهر رخشنده باشد
از سنگها دیدم خودم گوهر به هم ریخت
بی دردسر از سرفرازم سر بریدند
جوری که دیدم از بلندی سر به هم ریخت
دیدم که خون از گردنت فواره می زد
از خون رگها، چادر مادر به هم ریخت
با نعل تازه روی جسمت ر...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
همین که روح از جسم لطیف تو رها میشد
شعر بعدی
مقتل نوشته سهم تو شد بوریا حسین
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان