دانلود برنامه بحارالاشعار

زهر کین آتش زد و پهلوی من آتش گرفت

شعر مداحی روضه امام هادی (ع) - زهر کین آتش زد و پهلوی من آتش گرفت

زهر کین آتش زد و پهلوی من آتش گرفت
سینه ام در خون نشست و پیرهن آتش گرفت

بر زمین افتاد تا نخل وجودم بی قرار
از شرار زهر کین ناگه چمن آتش گرفت

نور چشمانم حسن آمد کنار بسترم
دیدم از اندوه من قلب حسن آتش گرفت

زهر دشمن آتشی ایجاد کرده در دلم
این چه زهری بود کز او جان و تن آتش گرفت

سوخت در آتش پر پروانه ها ، از آن سبب
شمع غم روشن شد و هر انجمن آتش گرفت

سامرا می گرید از داغ امام انس و جان
در غم و غربت دلی دور از وطن آتش گرفت

از کفن بیرون رود آتش به یاد کربلا
با غم جدم حسین اکنون کفن آتش گرفت

مثل خاک کربلا و مثل داغ قتلگاه
یاس چشمانم خزان شد ، یاسمن آتش گرفت

بر لبم زهر جفا آورده خشکی ها پدید
از عطش گفتم ، دل هر مرد و زن آتش گرفت

دود آه من به گردون می رود زین شعله ها
«یاسر» از اندوه وی دشت و دمن آتش گرفت
*
محمود تاری «یاسر»

65
شعر بعدی