زمین می لرزد از سنگینی باری که من دارم
زمین می لرزد از سنگینی باری که من دارم
شبیه شانه ی از داغ، سرشاری که من دارم
خسوفِ صورتت خورشید را خاموش خواهد کرد
بتاب ای ماهِ زخمی در شبِ تاری که من دارم
به گوشِ شیرخوارم گفتم: «آری زنده می مانی»
فقط با آب، می آید؛ علمداری که من دارم
بیا برگرد، جان خواهرم؛ برگرد، جان من
ببین ناموسِ ...
شبیه شانه ی از داغ، سرشاری که من دارم
خسوفِ صورتت خورشید را خاموش خواهد کرد
بتاب ای ماهِ زخمی در شبِ تاری که من دارم
به گوشِ شیرخوارم گفتم: «آری زنده می مانی»
فقط با آب، می آید؛ علمداری که من دارم
بیا برگرد، جان خواهرم؛ برگرد، جان من
ببین ناموسِ ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
گلایه کرد به کرات آفتاب از آب
شعر بعدی
چقدر سوخت لبت آفتاب شرمنده ست
فهرست
اشعار
روضه حضرت عباس (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان