روی نی رفت سرت بی سر و سامانم کرد
روی نی رفت سرت بی سر و سامانم کرد
عطش لعل تو چون آتش سوزانم کرد
خواستم گریه کنم وادی خونین تو را
بوی پیراهن تو مست و غزلخوانم کرد
از گلاب تن تو عطر جنان با خود داشت
آن لباسی که چنین واله و حیرانم کرد
بود کنعانِ منِ خسته جگر کرب و بلا
بوی پیراهن تو ساکن کنعانم کرد
پی پیراهن تو آمده ام دشت به دشت
...
عطش لعل تو چون آتش سوزانم کرد
خواستم گریه کنم وادی خونین تو را
بوی پیراهن تو مست و غزلخوانم کرد
از گلاب تن تو عطر جنان با خود داشت
آن لباسی که چنین واله و حیرانم کرد
بود کنعانِ منِ خسته جگر کرب و بلا
بوی پیراهن تو ساکن کنعانم کرد
پی پیراهن تو آمده ام دشت به دشت
...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
لاله گون بود گل گلشن او
شعر بعدی
عالم فدای آن سر منفک ز پیکرت
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان