روضه میخواند و بر سرش می زد
روضه میخواند و بر سرش می زد
صاعقه دیده ی ترش می زد
در عزای حسین بی مادر
سینه بر جای مادرش می زد
زینب از قتلگاه تا می گفت
آتش از قلب مضطرش می زد
کار چشمش همیشه باران بود
تا گریزی به پیکرش می زد
جای دست بریده گشته ز مچ
بوسه از دست دخترش می زد
شب و روزش به گریه سر می شد
رنگ غم سر در درش می زد
دلش...
صاعقه دیده ی ترش می زد
در عزای حسین بی مادر
سینه بر جای مادرش می زد
زینب از قتلگاه تا می گفت
آتش از قلب مضطرش می زد
کار چشمش همیشه باران بود
تا گریزی به پیکرش می زد
جای دست بریده گشته ز مچ
بوسه از دست دخترش می زد
شب و روزش به گریه سر می شد
رنگ غم سر در درش می زد
دلش...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
خونه من که خونه مراده
شعر بعدی
باز کن چشمان از اندوه مالامال را
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان