روز دهم اوج عزا بود و خود شب بود
روز دهم اوج عزا بود و خودِ شب بود
میسوخت خاکِ کربلا لبریز از تب بود
از هر طرف همراهِ نیزه سنگ می بارید
آهسته قرآن خواندی و خون جاری از لب بود
دامن تکاندی از جهان! غارت شدی کامل
کوفی از آن اول به نامردی ملقّب بود
چیزی به زیرِ آفتاب انگار میزد برق
انگار نعل تازه ای بر سمّ مرکب بود
مادر مرتب بوسه ز...
میسوخت خاکِ کربلا لبریز از تب بود
از هر طرف همراهِ نیزه سنگ می بارید
آهسته قرآن خواندی و خون جاری از لب بود
دامن تکاندی از جهان! غارت شدی کامل
کوفی از آن اول به نامردی ملقّب بود
چیزی به زیرِ آفتاب انگار میزد برق
انگار نعل تازه ای بر سمّ مرکب بود
مادر مرتب بوسه ز...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان