روز آخر بود و پايان وصال
وصیت ...
------------
روز آخر بود و پايان وصال
جان بى بى غرق اندوه و ملال
خفته در بستر نفس در التهاب
خون چكد از سينه ی امّ الكتاب
گفت با اسما خبر كن شوى من
تا بيايد لحظه اى پهلوى من
بچه هايم را بگو بيرون روند
تا صداى حرف ما را نشنوند
چون على فهميد پيغام حبيب
بر سر بيمار خود آمد طبيب
پيش بى...
------------
روز آخر بود و پايان وصال
جان بى بى غرق اندوه و ملال
خفته در بستر نفس در التهاب
خون چكد از سينه ی امّ الكتاب
گفت با اسما خبر كن شوى من
تا بيايد لحظه اى پهلوى من
بچه هايم را بگو بيرون روند
تا صداى حرف ما را نشنوند
چون على فهميد پيغام حبيب
بر سر بيمار خود آمد طبيب
پيش بى...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
باغ را آتش زدند و باغبان را می برند
شعر بعدی
تو کوچه ها خدا خدا کردم
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان