رقيه سلطان
رقيه سلطان
در اين مصيبت چو ني بنالم
ز شام تا صبح ز صبح تا شام
نگيرد آرام دل حزينم
چو آن دل آرام ندارد آرام
بگذر از اين غصه پر از غم
که اين حکايت ندارد انجام
رقيه خاتون کجا و صحرا
کنج خرابه سراي بي بام
چه گونه از ديده خون نبارم
که خون ز پايش چکد ز هر گام
نام رقيه برده دل از من
جان دو...
در اين مصيبت چو ني بنالم
ز شام تا صبح ز صبح تا شام
نگيرد آرام دل حزينم
چو آن دل آرام ندارد آرام
بگذر از اين غصه پر از غم
که اين حکايت ندارد انجام
رقيه خاتون کجا و صحرا
کنج خرابه سراي بي بام
چه گونه از ديده خون نبارم
که خون ز پايش چکد ز هر گام
نام رقيه برده دل از من
جان دو...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
در کنج خرابه من چشم انتظار
شعر بعدی
شب غم من صحر شد مسافرم از راه رسيده
فهرست
اشعار
شور حضرت رقیه (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان