دانلود برنامه بحارالاشعار
دفترمن

دگر این عمر به سر آمد و وقت سفر است

شعر مداحی روضه امام هادی (ع) - دگر این عمر به سر آمد و وقت سفر است

دگر این عمر به سر آمد و وقت سفر است
مادرم فاطمه در باغ جنان منتظر است

غم دل با تو نگویم به که گویم مادر
مادر است آنکه انیس دل زار پسر است

آن زمان شوهر تو بود غریب و مظلوم
این زمان هم پسرت از همه مظلومتر است

شاهد غربت من واقعه بزم شراب
شاهد غربت و ومظلومی او میخ در است

از همان شب که در آن بزم شرابم بردند
روز و شب چشم گهر بار من از اشک تر است

پاره پاره جگرم گر چه شد از زهر ولی
قاتل جان من غمزده داغ دگر است

ناسزایی که عدو گفت به تو کشت مرا
آتش این خبر از زهر شرر بار تر است

به پسر سخت بود این خبر اما به خدا
پیش او مادر اورا بزنند سخت تر است

همه عمر پریشان عمویم حسنم
دید در کوچه چسان مادرمان در خطر است

چقدر خواهش آن بی سر و پا کرد نزن
مادرم فاطمه غش کرد نامرد نزن

عبدالحسین

410
شعر بعدی