دوش دیدم از لبت پیمانه حاجت می گرفت
دوش دیدم از لبت پیمانه حاجت می گرفت
از شراب کهنه ات میخانه حاجت می گرفت
عاشقي در گريه می زد حرفهایش را به تو
سرخوشي با نعره ی مستانه حاجت می گرفت
عاقلی سودی نمی بخشید ، در کوی جنون
زودتر از هر کسی دیوانه حاجت می گرفت
بی صدا می سوخت شمع و در طواف شعله اش
تا سحر بال و پر پروانه حاجت می گرفت
با هما...
از شراب کهنه ات میخانه حاجت می گرفت
عاشقي در گريه می زد حرفهایش را به تو
سرخوشي با نعره ی مستانه حاجت می گرفت
عاقلی سودی نمی بخشید ، در کوی جنون
زودتر از هر کسی دیوانه حاجت می گرفت
بی صدا می سوخت شمع و در طواف شعله اش
تا سحر بال و پر پروانه حاجت می گرفت
با هما...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
زیر ایوان طلایت بخت با من یار شد
شعر بعدی
تهی رسید از این جام و لب به لب برگشت
فهرست
اشعار
مدح امام رضا (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان