دوباره آینه ای در برابرش باشی
دوباره آینه ای در برابرش باشی
نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی
میان راه پرستوی پرپرش باشی
مدینه شهر غریبی برای فاطمه هاست
نخواست گم شده ای مثل مادرش باشی
خدا تو را به دل بی قرار ما بخشید
و خواست جلوه ای از حوض کوثرش باشی
به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را
چو دید آمده ای سایه ی سرش باشی
اجازه خواست ...
نه اینکه پر بکشی و به شهر او نرسی
میان راه پرستوی پرپرش باشی
مدینه شهر غریبی برای فاطمه هاست
نخواست گم شده ای مثل مادرش باشی
خدا تو را به دل بی قرار ما بخشید
و خواست جلوه ای از حوض کوثرش باشی
به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را
چو دید آمده ای سایه ی سرش باشی
اجازه خواست ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دو خواهر در جهان مظلومه باشند
شعر بعدی
میخواستم که جانب میخانه رو کنم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان