دست مرا گرفت و به دستم قلم گذاشت
دست مرا گرفت و به دستم قلم گذاشت
حسی که باز پای مرا در حرم گذاشت
حسی که اشک وار به چشمم قدم گذاشت
تا اشفعی لنا به لبم دم به دم گذشت
پس از کنار حجره ی پروین رد شدم
بی اختیار شعر سرودن بلد شدم
*****
در این حرم که آمده ام پا به پای عشق
عاشق شدن دعای من و هم دعای عشق
با دست خالی آمده ایم ای خدای عشق
اذ...
حسی که باز پای مرا در حرم گذاشت
حسی که اشک وار به چشمم قدم گذاشت
تا اشفعی لنا به لبم دم به دم گذشت
پس از کنار حجره ی پروین رد شدم
بی اختیار شعر سرودن بلد شدم
*****
در این حرم که آمده ام پا به پای عشق
عاشق شدن دعای من و هم دعای عشق
با دست خالی آمده ایم ای خدای عشق
اذ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
علّامه ی مُخدّره ی عالم وجود
شعر بعدی
ای دختر عقل و خواهر دین
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان