دست در دست عمه اش زینب
دست در دست عمه اش زینب
دست خود را کشید عبدالله
غربت حضرت امامش را
با دو چشمش که دید عبدالله
بهر یاری نمودنش از جان
سوی میدان دوید عبدالله
از نگاه لبالب از عشقش
سیل باران چکید عبدالله
در هوای وصال می آمد
تا به مولا رسید عبدالله
تا در آغوش دلبرش افتاد
عمه از خیمه دید عبدالله
ناگهان یک حرامزاده پ...
دست خود را کشید عبدالله
غربت حضرت امامش را
با دو چشمش که دید عبدالله
بهر یاری نمودنش از جان
سوی میدان دوید عبدالله
از نگاه لبالب از عشقش
سیل باران چکید عبدالله
در هوای وصال می آمد
تا به مولا رسید عبدالله
تا در آغوش دلبرش افتاد
عمه از خیمه دید عبدالله
ناگهان یک حرامزاده پ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
یادگار حسنم خون حیدر به تنم
شعر بعدی
افتاده باز کار به دست کریم ها
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان