دستش از عمه كشيد و بدنش مي پيچيد
دستش از عمه كشيد و بدنش مي پيچيد
زير پايش عربي پيرهنش مي پيچيد
گِردبادي ز خيامي به نظر مي آمد
گِردش انگار زمين و زمنش مي پيچيد
مي دويد و سپهي ديده به او دوخته بود
و طنين رجزش تا وطنش مي پيچيد
نوجوان بود ولی صولت صفّيني داشت
چو غزالي ز كف صيد ، تنش مي پيچيد
ز سر عمّامه و نعلين ز پايش وا شد
ذكر يا...
زير پايش عربي پيرهنش مي پيچيد
گِردبادي ز خيامي به نظر مي آمد
گِردش انگار زمين و زمنش مي پيچيد
مي دويد و سپهي ديده به او دوخته بود
و طنين رجزش تا وطنش مي پيچيد
نوجوان بود ولی صولت صفّيني داشت
چو غزالي ز كف صيد ، تنش مي پيچيد
ز سر عمّامه و نعلين ز پايش وا شد
ذكر يا...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دستم توو دست عمه روی تل
شعر بعدی
می رود ثانیه ها زود به زود آهسته
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان