دانلود برنامه بحارالاشعار

در گلشنِ سبز آل طاها

شعر مداحی روضه حضرت زهرا (س) - در گلشنِ سبز آل طاها - اشعار مداحی دهه فاطمیه ، شعر روضه آتش زدن درب خانه حضرت زهرا

در گلشنِ سبزِ آلِ طاها
ماییم و ارادتِ به زهرا
زهرا که فروغِ چشمِ طاهاست
زهرا که نسیمِ عطرِ طوباست
بانوی همیشه جاودانه
در عشق و امید بی کرانه
بانوی همیشه غرقِ در نور
پیدای جهان و گشته مستور
بانوی حجاب و بُردباری
لبربزِ امید و غمگساری
این آینه بَضعَةُالرَّسول است
مرضیه و راضیه ، بتول است
زیبنده بود زنِ مسلمان
گیرد ز بتول درسِ ایمان
در حُجب و حیا نظیرِ وی نیست
جز راه خدا مسیرِ وی نیست
ای زن مرو جز مسیرِ او را
در عرش ببین سریر او را
در خاتمِ آسمان نگین شد
الگوی زنان اهل دین شد
زهرا که ازوست این حکایت
گردیده فدایی ولایت
با آن که بدید صدمه بسیار
زد تیر بلا به قلبِ اغیار
می داشت فروغِ منجلی را
نفروخت ولایتِ علی را
جان باخته ی رهِ ولی بود
همواره مدافعِ علی بود
در راهِ دفاعِ از ولایت
ایثار نموده بی نهایت
از آتش عشق شعله ها خواست
در پیشِ ستمگران بپا خاست
نگذاشت علی بماند و غم
اِستاد به پیش خصم محکم
آنگونه ستاد پیشِ دشمن
کز خصم نماند روح بر تن
در کوچه ی شعله ها قدم زد
تا جبهه ی فتنه را به هم زد
ای وای چه کرده اند اغیار
با فاطمه آن عزیز دادار
آتش زده اند بی محابا
در خانه ی وحیِ حق تعالا
آن خانه که هجمه ی ستم دید
در شعله حریمِ محترم دید
می سوخت چو دل در آن کشاکش
یاسِ نبوی میانِ آتش
بر لب نفسش رسید ای وای
شد محسنِ او شهید ای وای
آنها که ز دین گسسته بودند
پهلوی ورا شکسته بودند
ای شهرِ مدینه چشم وا کن
فکری تو برای مرتضیٰ کن
این خانه حریمِ وحی بوده ست
گلزارِ عظیمِ وحی بوده ست
جان را عطشِ نسیم سخت است
این هجمه بر این حریم سخت است
این آمده شعله در نفس کیست
این هجمه ی ظالمانه از چیست
صبری که گل پیمبر اینجاست
شیرازه ی سبزِ کوثر اینجاست
اشک از رخِ آسمان پریده
زهراست که پشتِ در رسیده
این خانه حریم عشق و شور است
آتش نزنید بیتِ نور است

محمود تاری "یاسر"

416
شعر بعدی