در مجلس یزید جان ها به لب رسید
در مجلس یزید جان ها به لب رسید
جان ها به لب رسید در مجلس یزید
زد خنده بر غمِ زن های قافله
وقتی شراب از کنج لبش چکید
دستی به خیزران ، دستی به نَرد داشت
آورد طشت زر یک مرد زر خرید
واشد طناب ها از دور گردنش
طفلی پس از سه شب راحت نفَس کشید
از رخت کهنه اش جبریل می گریست
از زخم پایِ او زنجیر می چ...
جان ها به لب رسید در مجلس یزید
زد خنده بر غمِ زن های قافله
وقتی شراب از کنج لبش چکید
دستی به خیزران ، دستی به نَرد داشت
آورد طشت زر یک مرد زر خرید
واشد طناب ها از دور گردنش
طفلی پس از سه شب راحت نفَس کشید
از رخت کهنه اش جبریل می گریست
از زخم پایِ او زنجیر می چ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای نور چشم و طاقت جان ای برادرم
شعر بعدی
ای بارقه رحمت نور بصرم بودی
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان