در زیر آفتاب تنی روی خاک بود
در زیرِ آفتاب، تنی روی خاک بود
بین شکافِ نِی، بدنی روی خاک بود
پیغمبری به فیض رسالت رسیده بود
سبط رسولِ مُمتَحَنی روی خاک بود
افتاده بود بی سر و غرق به خون حسین
با ناله ی بُنَيَّ، زنی روی خاک بود
غربت نگو که تا به فلک آه می رسید
تنهای دور، از وطنی روی خاک بود
بوی مدینه از جگر او بلند بود
آخر حسی...
بین شکافِ نِی، بدنی روی خاک بود
پیغمبری به فیض رسالت رسیده بود
سبط رسولِ مُمتَحَنی روی خاک بود
افتاده بود بی سر و غرق به خون حسین
با ناله ی بُنَيَّ، زنی روی خاک بود
غربت نگو که تا به فلک آه می رسید
تنهای دور، از وطنی روی خاک بود
بوی مدینه از جگر او بلند بود
آخر حسی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
می زد به ناله های حرم آذر آفتاب
شعر بعدی
تا کاروان عشق به کرب و بلا رسید
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان