در رفتن جان از بدن بابا
سبک شعر
به سبک (ای بهترین تقدیر هر سالم)
در رفتن جان از بدن بابا
گویند هر نوعی سخن بابا
دیدم به چشم خویشتن میرفت
با رفتن تو جان من بابا
پشت سر تو آب شد و ریخت دلم
لرزیدن زانوی مرا دید سپاه
دل کندی و چشمان مرا آب گرفت
بر اشک من غم زده خندید سپاه
غصهی رفتن تو شعله زده بر جگرم
خم شده باغم داغت کمرم
یاعلی یاعلی یاعلی
بند دوم
صحرا به صحرا جستجو کردم
دشت بلا را زیر و رو کردم
دنبال اعضای تنت بابا
هر خاک را با گریه بو کردم
جسم متلاشی شدهات را چه کنم
ای یوسف پاره بدن کرببلا
ماندهست چگونه دست لرزان پدر
اعضای تو را جمع کند لای عبا
کو رمق تا ببرم جسم تورا سمت حرم
داغ تو کرده چه خاکی به سرم
یاعلی یاعلی یاعلی
سعیده کرمانی
در رفتن جان از بدن بابا
گویند هر نوعی سخن بابا
دیدم به چشم خویشتن میرفت
با رفتن تو جان من بابا
پشت سر تو آب شد و ریخت دلم
لرزیدن زانوی مرا دید سپاه
دل کندی و چشمان مرا آب گرفت
بر اشک من غم زده خندید سپاه
غصهی رفتن تو شعله زده بر جگرم
خم شده باغم داغت کمرم
یاعلی یاعلی یاعلی
بند دوم
صحرا به صحرا جستجو کردم
دشت بلا را زیر و رو کردم
دنبال اعضای تنت بابا
هر خاک را با گریه بو کردم
جسم متلاشی شدهات را چه کنم
ای یوسف پاره بدن کرببلا
ماندهست چگونه دست لرزان پدر
اعضای تو را جمع کند لای عبا
کو رمق تا ببرم جسم تورا سمت حرم
داغ تو کرده چه خاکی به سرم
یاعلی یاعلی یاعلی
سعیده کرمانی
شعر بعدی
میوه قلبم راحت جانم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان