در آن عصری که شب بود و سحر در کنج زندان بود
در آن عصری که شب بود و سحر در کنج زندان بود
زمین مکه سرتاسر اسیر یک زمستان بود
پدرها بر لب گور و زمین ، آغوش دخترها
به جای مادران دست زمین گهواره جنبان بود
شبی خورشید نو سر زد سحر آزاد شد از بند
طلوعش حکم پایان بر سیاهی های دوران بود
شبی که بسته شد هفت آسمان بر روی اهریمن
شب پیروزی نور و شکست نسل...
زمین مکه سرتاسر اسیر یک زمستان بود
پدرها بر لب گور و زمین ، آغوش دخترها
به جای مادران دست زمین گهواره جنبان بود
شبی خورشید نو سر زد سحر آزاد شد از بند
طلوعش حکم پایان بر سیاهی های دوران بود
شبی که بسته شد هفت آسمان بر روی اهریمن
شب پیروزی نور و شکست نسل...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
در هفده ربیع بفرمان سرمدی
شعر بعدی
خلق شد احمد سپس این همه جان خلق شد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان