درد و داغ و غم به جان مرتضی افتاده بود
درد و داغ و غم به جان مرتضی افتاده بود
خنده دیگر از لب شیر خدا افتاده بود
با که گویم در میان ازدحام دشمنان
دست و پای فاطمه در زیر پا افتاده بود
فاطمه در زیر در بود و میان شعله سوخت
بین دود و شعله زهرا از صدا افتاده بود
دومی با چل نفر از روی آن در رد شدند
محسن آن لحظه نمی دانم کجا افتاده بود...
خنده دیگر از لب شیر خدا افتاده بود
با که گویم در میان ازدحام دشمنان
دست و پای فاطمه در زیر پا افتاده بود
فاطمه در زیر در بود و میان شعله سوخت
بین دود و شعله زهرا از صدا افتاده بود
دومی با چل نفر از روی آن در رد شدند
محسن آن لحظه نمی دانم کجا افتاده بود...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
خدا کند که زنی بی خبر زمین نخورد
شعر بعدی
شدی آشفته و من هم ز تو آشفته ترم
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان