درد آشنای گوشه زندان ابالغریب

شعر مداحی امام عسکری (ع) | قالب روضه | درد آشنای گوشه زندان ابالغریب
متن شعر
امام عسکری (ع) روضه 239

درد آشنای گوشه ی زندان ابالغریب
مظلوم دهر ، حیدر دوران ابالغریب
از بس که تلخ بوده به کام تو زندگی
زهر جفا شده به تو سامان ابالغریب
موی سپید و سن کمت می دهد گواه
راحت شدی ز داغ فراوان ابالغریب
با تو چه کرد زهر بلا، ریخت بر هَمَت
سرتاسرت چرا شده لرزان ابالغریب
خاکی شده عبای تو و یاد کوچه ای
هستی ز گوش پاره تو گریان ابالغریب
با روضه های سینه و مسمار در شده
صبح و شب ِنگاه تو باران ابالغریب
عجّل وفاتی ِ لب تو مستجاب شد
آخر رسید عمر تو پایان ابالغریب
صد شکر وقت رفتن تو مهدی ِ تو هست
گیرد سرت به ناله به دامان ابالغریب
نوشیدنی برای تو آورده ام پدر
باشد اگر که کام تو عطشان ابالغریب
بابا تن تو را کفن ِ قیمتی کنم
دیگر رها نمی شوی عریان ابالغریب
در بین بندبند تنت نیست فاصله
در زیر نعل های ستوران ابالغریب
رأست به روی نیزه نرفته وخواهرت
پاره نکرد بر تو گریبان ابالغریب
راحت شدی ز غربت و دیگر نمی شود
درد غریب ِبعد تو درمان ابالغریب

️عبدالمحسن