دانلود برنامه دفتر محرم
دانلود برنامه بحارالاشعار
برنامه دفتر ماه صفر | اشعار مداحی اربعین

دخترش بر سینه و بر سر زنان

شعر مداحی اربعین حسینی (ع) - قالب روضه - دخترش بر سینه و بر سر زنان

روضه اربعین حسینی (ع) 432

دخترش بر سینه و بر سر زنان
آمده از شام غم پرپر زنان
سیل اشکش بسته راه دیده را
ریزد از دل گوهر غلتیده را
در کنار تربت پاک پدر
می زند بر هستی عالم شرر
گوید ای بابا رسیدم از سفر
خسته جان بشکسته دل خونین جگر
آمدم آری ولیکن نیمه جان
روی خاک افتاده چون برگ خزان
این که می سوزم ز ماتم این چنین
روی دل دارم تب یک اربعین
اربعینی غرق در دریای خون
آمدم ، انا الَیه راجعون
آمدم اما ز پا افتاده ام
با دلی لبریز خون ، دلداده ام
خوب می دانی چرا اینجا پدر
این چنین افتاده ام از پا پدر
این که می سوزد در آتش جان من
گَرد غم دارد چنین دامان من
رأس تو بر نیزه دیده دخترت
آید از این خاک بوی پیکرت
عطری و زین خاک ها می بویمت
ای پدر می جویم و می گویمت
در میان کاروان غم داشتم
چون رقیه خواهری هم داشتم
گوشه ی ویرانه در شام بلا
بزم اشک و آه و ماتم داشتم
از فراق روی تو مانند شمع
آتشی در دل مسلم داشتم
هرچه خواهی از غم و خون جگر
در بساط خود فراهم داشتم
بار سنگین اسارت روی دوش
یعنی از غم قامت خم داشتم
من به یاد حنجر خشکیده ات
چشم هایی مثل زمزم داشتم
در میان طشت زر دیدم تو را
گوهر اشکی چو شبنم داشتم
تا بگویم فتح با ما بود و بس
روی دوش خویش پرچم داشتم
پرچمی از فتح شام و فتح عشق
بعد ازین ماییم و عزت در دمشق
ای پدر دل خسته آمد دخترت
بال و پر بشکسته آمد دخترت
بود ما را داغ ها نقش جبین
خارجی خواندند ما را اهل کین
خون جگر از رهگذاران می شدیم
گاه گاهی سنگ باران می شدیم
ما و ظلم اهل کین در این میان
وای از شام و جفای شامیان
شامیان بودند و ما با سوز جان
پیش روی ما همه شادی کُنان
پایکوبان آمدند و صف زدند
جان ما بر لب ولیکن دف زدند
شامیان این رهروان تیره گی
داشتند از کین جفا با خیره گی
گَرد ظلمت بر فلک پاشیده اند
روی زخم ما نمک پاشیده اند
آتش و رنج و بلاها یک طرف
ما و بازار تماشا یک طرف
روی ناقه ما امامی داشتیم
با نگاهش التیامی داشتیم
**
محمود تاری «یاسر»

شعر بعدی
کانال شعر و سبک مداحی