داشت می رفت لب چشمه سواری با دست
داشت می رفت لب چشمه سواری با دست
دشت لبریز عطش بود، عطش اما دست
دست در آب فرو برد، فرو پاشید آب
ریخت دریای سخاوت به دل دریا، دست
مشک سیراب شد از آب و فرات از عباس
تا کجا می کشد این بار امانت را دست؟
تیغ ها پشت هم آهسته صدایش کردند
کم شده فاصلۀ سینۀ صحرا تا دست
کیست یاری بکند یک تنه خورشیدش را...
دشت لبریز عطش بود، عطش اما دست
دست در آب فرو برد، فرو پاشید آب
ریخت دریای سخاوت به دل دریا، دست
مشک سیراب شد از آب و فرات از عباس
تا کجا می کشد این بار امانت را دست؟
تیغ ها پشت هم آهسته صدایش کردند
کم شده فاصلۀ سینۀ صحرا تا دست
کیست یاری بکند یک تنه خورشیدش را...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
باد، مثل خبرِ آب به صحرا رفته
شعر بعدی
ای حرمت قبلۀ حاجات ما
فهرست
اشعار
روضه حضرت عباس (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان