دارم به دل درد دوری مثل اسیری به غربت
دارم به دل درد دوری مثل اسیری به غربت
جا ماندم از کاروان و دارم به لب آه حسرت
ای وای بر آن غریبی که از یادها رفته باشد
در شهر خود باشد امّا مثل کسی در اسارت
محتاج لطف حسینم مانند آن سائلی که
دور حرم می نشیند بر آستان سخاوت
حبّ الحسین است تنها راه نجات از پلیدی
هر کس که شد خادم او رفته ست تا اوج ع...
جا ماندم از کاروان و دارم به لب آه حسرت
ای وای بر آن غریبی که از یادها رفته باشد
در شهر خود باشد امّا مثل کسی در اسارت
محتاج لطف حسینم مانند آن سائلی که
دور حرم می نشیند بر آستان سخاوت
حبّ الحسین است تنها راه نجات از پلیدی
هر کس که شد خادم او رفته ست تا اوج ع...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
سنگ هم باشم نگاه تو مرا در می کند
شعر بعدی
بدجور من بیچاره ام بدجور پستم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان